[عمومی , ]
سهم من بوسه ی گل نیست سهم من زخمه خار سهم من کجا نسیمه سهم من موج و غباره کسی در منه که غمگینه همیشه دلی که تنها باشه جز این نمیشه کسی نیست سر رو شونم بزاره شاخه ای گل تو ی خونم بزاره کسی نیست که بشکنه تنهاییمو پا میون آشیونم بزاره خیلی تنهام خیلی تنهام چه کنم ای خدا با کوه غمها چه کنم تکیه کردم بر عشق با همین دل.دل ساده ندونستم تکیه بر عشق تکیه بر بازویه باده
یک مدت نبودم اما خوب .............. این اولین شعری بود که گفتم یادمه اینو گذاشتم اول دفتر خاطراتم خاطراتی تلخ همچون هنزله می نویسم اندر این ماتمکده تابخوانی شرح این داغ فراق پس بدانی کیست این خانه خراب شور شیرین
نوشته شده توسط سیما در شنبه 2 مهر 1384 و ساعت 04:09 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -
()
دست خالی نرو یك چیزی بگو
سر در گمیهای امروز ....... [عمومی , ]
امروز کار خواستی نکردم همش خواب بودم و خواب . البته از دو روز قبلش اصلا نخوابیده بودم . حسابی تلافی کردم . اما امروز یک جوری بود دلگیر و کسل کننده . یک کم انرژی که داشتم برعکس روزای قبل اونم از بس بقیه بی انرژی بودن ازم گرفتن . چند روز دیگه هم یک مراسم عقد داریم که فکر نکنم خوش بگذره......... خیلی دلم واسه مامانم تنگ شده . دو ماهی میشه که ندیدمش حتی روز مادر رو هم درست حسابی تبریک نگفتم .یعنی اصلا تبریک نگفتم . واقعا چقدر بعضی آدما پست و ظالمند مگه رو راست بودن چه عیبی داره که این همه می خوان آب زیر کاه باشن . دلم گرفته برای همه چیز دلم تنگ شده . همیشه می خواستم خودمو بی نیاز از همه نشون بدم اما درونم پر از نیاز بود . پر از خواهش و تمنا ............. هر کس می بیندم فکر می کنه باید خوشبخت ترین باشم در صورتی که این طور نیست . حداقل خودم می دونم که نیست . زمان خیلی آروم می گذره . خیلی آروم .... هر وقت خواستم چرخ زندگیمو به جهتی که دوست داشتمو آرزوم بودم بگردونم نشد . هر چه سعی و تلاش کردم . هر چی زار زدم التماس به خدا کردم نشد . اما همینکه میومدم تو جهت مخالف گام بردارم ؛همینکه عادت می دادم خودمو به وضع موجود ؛ همینکه همه پل های پشت سرم خراب میشد ؛ اون موقع بود که آرزوم بر آورده میشد . موقعی که دیگه آرزوم برام آرزو نبود شکست بود . نابودی بود .......... اصلا بی خیال بابا........... راستی ای آدرس وبلاگ قبلیه منه باده فروش دوست داشتید ببینید . اینجا همه میان و نگاهی می کنن و رد می شن . آدم نمی دونه کارش چه جوره خوبه ؛بده ؛کجاهاش باید عوض شه . اگه نظر بدید بد نیستا . به قول شاعر هر چه دل تنگت می خواد . . به قول خودم هر جور راحتی عزیز ..........دفعه دیگه اگر وقت کردم چند تا از شعرای خودمو براتون می نویسم . انتظار مرا پایانی نیست. قلب من جراحتش را تازه نگاه داشته است.
نوشته شده توسط سیما در سه شنبه 1 شهریور 1384 و ساعت 09:08 ق.ظ
ویرایش شده در سه شنبه 1 شهریور 1384 و ساعت 09:08 ق.ظ
()
دست خالی نرو یك چیزی بگو
بهانه ای برای .......... [عمومی , ]
یادته گفتی و گفتم فاصله داره این صدامون واسه دوری دستا بغض میشینه تو صدامون تو می خواستی كه ببازی من می خواستم كه فنا شم تو می خواستی كه بمیری من می خواستم كه نباشم چه غریبونه شكستی به تلنگری چو شیشه انگاری صدای شیرین و بیستون و ضرب تیشه تو چشات شبنم لرزون با دلی پر از بهونه غم رفتن توی چشمات همچو كوچی در شبونه گفتی آروم زیر گوشم زندگی همچوسرابه چرا از حادثه گفتن نقشمون همچو حبابه نقش هر دومون یكی بود تو چه زیبا پركشیدی این دلو ساده شكستی اشك چشمامو ندیدی حالا حتی اشك چشمام مث بارون میمونه می دونستی غم كوچك تا ابد دل می سوزونه وسعت غمم یه دریا جای تو میون ابرا این حقارت واسه من بس رو زمینم و تو بالا من تو تالاب زمینم تو به كاشونه رسیده من توی غم عمیقم تو به مقصودت رسیده
نوشته شده توسط سیما در سه شنبه 1 شهریور 1384 و ساعت 08:08 ق.ظ
ویرایش شده در سه شنبه 1 شهریور 1384 و ساعت 09:08 ق.ظ
()
دست خالی نرو یك چیزی بگو
[عمومی , ]
برای همه آنهایی که بی تقصیرند: تقدیم به چشمهایی که در راه ماندند و دلهایی که آنها را راندند . تقدیم به اشکهایی که غرورشان شکست و عهدهایی که کسی آنها را نبست.زندگی شیبی ست عشق سیبی ست و وای بر حال آن که در عشق پای بند نظم وترتیبی ست واما تو قرار نبود آنوقت های تو جایشان را با این وقتهای من عوض کنند. قرار نبود عشق هم مثل گیلاس بوسه . عیدی و تعطیلات تابستان اولش قشنگ باشد. قرار نبود کسی سختش باشد بگوید دوستت دارم . قرار نبود کسی به هوای نشکستن دل دیگری بماند . قراربود هر کس به هوای نشکستن دل خودش بماند. قرار نبود هر چه قرار نیست باشد . قرار تنها بر بی قراری بود و بس. گمان نمی کنم گناه من سنگین تر از نگاه تو باشد اما یقین دارم که کودک دلت کمتر از پیش بهانه لالایی های شعر گونه ام را می گیرد مهم نیست فقط یک چیز یاد همه بماند اگر اتفاقی که نباید بیفتد افتاد تنها برایت مینویسم خودت خواستی تقصیر من نبود . زیر سایه ی امن ترین سایه بان هستی دلواپس دلواپسی های یکدیگر باشیم.
نوشته شده توسط سیما در سه شنبه 1 شهریور 1384 و ساعت 03:08 ق.ظ
ویرایش شده در سه شنبه 1 شهریور 1384 و ساعت 03:08 ق.ظ
()
دست خالی نرو یك چیزی بگو
[عمومی , ]

نوشته شده توسط سیما در دوشنبه 31 مرداد 1384 و ساعت 08:08 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -
()
دست خالی نرو یك چیزی بگو
سر آغاز [عمومی , ]
من برای بار اول است که وارد میهن بلاگ شدم . و وبلاگ درست کردم . البته وبلاگ داشتم از قبل ولی به دلیل اشکالاتی که سایتهای قبلی داشتن و به پیشنهاد بعضی از دوستان تصمیم گرفتم وبلاگم را کم کم به اینجا منتقل کنم . امیدوارم که در اینجا بتونم وبلاگی که همیشه آرزوشو داشتم ایجاد کنم .......... یا حق
نوشته شده توسط سیما در دوشنبه 31 مرداد 1384 و ساعت 07:08 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -
()
دست خالی نرو یك چیزی بگو
[عمومی , ]
کبوتر كبوتر برو از اینجا تا دلت غمی نبینه
نكنه صیاد وحشی بال و پرهاتو بچینه
كبوتر برو از اینجا برو اسمون هفتم
این همه حادثه تلخ نیست كسی دوای دردم نیست
آسمون آبیه اما دل صیاد سیاهه
جاده هاسر سبز و خلوت اما پر گرد و غبار
كبوتر پراتو وا كن آسمونو خوب نگاه كن
با دلئ مثال دریا درد بارونو دوا كن
كبوتر برو از اینجا اینجا تاریك و سرد
زخم تنهایئ پریدن مرحم و دوائ درده
نوشته شده توسط سیما در دوشنبه 31 مرداد 1384 و ساعت 07:08 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -
()
دست خالی نرو یك چیزی بگو
|